woolash reviews
در برقی اتوماتیک و کرکره
ساخت و نصب کانال پلی یورتان
نمایندگی تفال در تهران
خرید اتو بخار تفال
زودپز تفال
خرید توتون توتون
تشک طبی
شركت بازاريابي شبكه اي عطاكو
درباره من
موضوعات
    موضوعي ثبت نشده است
نويسندگان
برچسب ها
عضویت در خبرنامه
    عضویت لغو عضویت

ورود اعضا
    نام کاربری :
    پسورد :

عضویت در سایت
    نام کاربری :
    پسورد :
    تکرار پسورد:
    ایمیل :
    نام اصلی :

نويسنده :admin
تاريخ: ۱۵ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۸:۵۳:۳۰

به راستي راز تكثير در بازاريابي شبكه اي چيست؟

اگر شما كار را جدي بگيريد، متعهد به شركت در جلسات باشيد، ليست خوب و بزرگي داشته باشيد و… همين اتفاق هم براي تيم شما رخ مي دهد و متاسفانه بايد قبول كنيم كه حالت عكس آن هم وجود دارد.

 

۱. آيا تكثير در بازاريابي شبكه اي واقعيت دارد؟

همين اواخر يك نفر از من پرسيد كه اين موضوع روياست؟ يا واقعا تكثير پذيري در بازاريابي شبكه اي وجود دارد؟! و اگر وجود دارد چطور بايد به آن دست پيدا كنم؟

تكثيرپذيري هدف مقدس بازاريابي شبكه اي است! يعني ايجاد يك وضعيتي كه مردم به آن روي آورند، اقدام كنند و نتيجه بگيرند و اين روند تا بي نهايت ادامه يابد. اين چيزيه كه همه به دنبال آن هستند، نيست؟!

شما زماني درآمد داريد كه تكثير درستي از خود در بازاريابي شبكه اي ايجاد كنيد. تكثير در بازاريابي شبكه اي براي شما اعتبار ايجاد ميكند و اين باعث بدست آوردن يك وضعيت پايدار براي شما ميشود.

چگونه ثكثيرپذيري را در بازاريابي شبكه اي به وجود آوريد ؟

با محصولات؟!

كمپاني آن را انجام ميدهد؟!

پلن درآمد زايي آن را به وجود مياورد؟!

قسمت رهبري سازمان باعث اتفاق افتادن آن ميشود؟

يا شايد اينكه كمپاني به آساني در دسترس باشد اتفاق مي افتد و شما چقدر خوش شانس هستيد كه به زودي اين شرايط را دريافت كنيد؟

هيچكدام ، هيچكدام از اينها نيست!

ريشه بازاريابي شبكه اي در سادگي است.

تكثير درست در بازاريابي شبكه اي زماني اتفاق مي افتد كه شما براي مردم يك وضعيت كاري ساده فراهم كنيد.

 

 ۲. پيچيدگي، دشمن اقدام كردن است.

سيستم بايد ساده و آسان باشد. تجارت نتورك ماركتينگ تجارتي است براي همه افراد؛ اگر مي خواهيد تيم بزرگي داشته باشيد، بايد در تيمتان از همه افراد مختلف با تجربيات و ضرايب هوشي متفا,ت استفاده كنيد. شما نمي توانيد تيمتان را فقط به گروه خاصي از افراد محدود كنيد. بدين ترتيب، سيستم بايد به قدري ساده باشد كه همه بتوانند آن را تكرار كنند. سيستم بايد تاحدي آسان باشد كه همه قادر به تكثير باشند.

 اگر شما يك فروشنده باشيد، ممكن است فروش محصولات غذايي براي شما كار ساده اي باشد، شما دانش و اعتبار لازم جهت نفوذ بر روي مشتريان و پراسپكت هايتان را داريد. با اين حال ممكن است همين مساله به ضرر شما تمام شود، زيرا شما مشخصا خيلي خوب عمل مي كنيد، اما نمي توانيد همين امر را ميان همه افراد تيم  (كه فروشنده نيستند)  نيز تكثير كنيد. بنابراين فروشندگان هم بايد سيستم ساده اي داسته باشند كه قابل تكثير براي همه تيمشان باشد. اميدوارم كه دقيقا متوجه اين مساله شده باشيد.

  • اگر سخت باشد ، مردم نميخواهند كه انجام دهند.
  • اگر پيچيده باشد ، نتايج شما خواهد سوخت.
  • اگر قابل فهم و درك نباشد ، مردم اقدام نخواهند كرد.

به وضعيت كنوني خود نگاه كنيد.

  • آيا شما يك سيستم و يا فرايند درست داريد كه بتواند در بازاريابي شبكه اي يك تكثيرپذيري ايجاد كند؟

يا اجازه بديد اينگونه سوال كنم :

  • آيا شما افرادي در سازمانتان داريد كه به پيش شما بيايند و ندانند كه چه بايد بكنند؟
  • آيا تا به حال كسي به سراغ شما آمده و سوال هايي بپرسد كه از جواب آنها مطمئن نيست؟
  • آيا با تماس هاي تلفني از اعضاي تيم خودتان كه سوال هاي بسيار ساده و سطحي دارند مواجه ميشويد؟

پس اگر افراد با اينگونه سوالات نزد شما مي آيند بهترين انتخاب قرار دادن داشته هايتان در اختيار افراد و سازمان فروشتان است. اين دقيقا همان وضعيتي است كه ايجاد كننده فرايند تكثير در تيم شماست.

زمان بازتاب است.

به جايگاهي كه هستيد نگاه كنيد.

ساده است: مطمئن شويد كه هم خودتان و هم هركسي كه در سازمان شماست كاملا وضعيتي شفاف دارد. (منظور اين است كه هركسي ميداند كه چه بايد بكند.)

 

۳. چه چيزي به سادگي قابل تكثير است؟

  • من بر اساس تجربياتم فكر ميكنم كه صحبت كردن درباره مزاياي محصول يا فرصت كاري ، ساده ترين قسمت همانند سازي براي مجموعه است.
  • از طرفي، اطلاعات دقيق در مورد اجزاء و ويژگي هاي محصولات، امر ساده اي براي همانند سازي نيست. بيان تجربيات و خاطرات يا شواهد فردي قابل تكثير و همانند سازي است. مطمئنم حتي يك پسر بچه ۱۲ساله نيز قادر است با يك داستان جذاب ارتباط برقرار كند وآن را به ديگران نيز منتقل كند.
  • پلن درآمدزايي نيز بايد به حدي ساده باشد كه همه آن را بفهمند و بتوانند به ديگران نيز آموزش دهند.

در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

نويسنده :admin
تاريخ: ۱۳ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۸:۲۴:۱۸

شما يك كسب و كار جديد آغاز كرده ايد و بسيار هم بابت اين موضوع هيجان زده هستيد ،پس بايد بدانيد چه كارهايي را بايد انجام داده و چه كار هايي را نبايد انجام دهيد.يا به عبارتي از كدام اشتباه بازاريابي شبكه اي پرهيز كنيد.

يكي از بهترين نكاتي كه مي توان به افرادي كه تازه وارد اين كار شده اند گوشزد كرد،اين است كه مدام سعي كنيد از افراد ديگر چيزهاي مختلفي بياموزيد و از تجارب آن ها استفاده كنيد.در ادامه به 7 اشتباهي كه نبايد در بازاريابي شبكه اي انجام داد اشاره مي كنيم.

1.عدم تكميل آموزش كافي

شما تا زماني كه شنا كردن بلد نباشيد نمي توانيد موج سواري كنيد.رايج ترين اشتباه بازاريابان در اين زمينه اين است كه قبل از آن كه آموزش هاي اوليه خود را به اتمام برسانند براي جذب افراد جديد و يا فروش محصولات اقدام مي كنند و معمولا هم موفقيت چنداني به دست نمي آورند.

اگر مي خو.اهيد در بازاريابي شبكه اي موفق شويد بايد اول آموزش هاي مستقل و كاملي ديده باشيد و مسلما مهم ترين مسئله براي يادگيري اين است كه به كشف و دريافتن راه و مسير درست كسب و كارتان نائل شويد و اين جايي است كه بسياري از افراد تازه كار به اشتباه مي روند.

2- تبديل شدن به يك فروشنده كليشه اي

اغلب افرادي كه وارد اين حرفه مي شوند به دنبال يك فرصت خوب هستند تا كسب و كارشان را رونق دهند و با سايرين به اشتراك بگذارند و صرفا هدف آن ها فروشنده بودن نيست پس براي اينكه به اشتباه بسياري از فعالان بازاريابي نيفتند دوباره به همان مسئله قبل كه آموزش و يادگيري كامل است بازميگرديم كه شما نياز به آموزش و يادگيري داريد تا راه تان را خوب هدف گذاري كنيد و به يك بازارياب حرفه اي شبكه اي نه كليشه اي تبديل شويد.

اين مسئله طبيعي است كه شما زماني كه وارد اين شغل شده باشيد هيجان زده شويد و به همه افراد ائم از دوستان و اقوامتان توصيه كنيد كه اين كار را انجام دهند.اما ما به شما توصيه مي كنيم كه اگر در قالب يك بازارياب تلفني فرورفته ايد و تمام تلاشتان در اين است كه به آن ها بگوييد كه به شما بپيوندند و اگر چنين نكنند مرتكب اشتباه مي شوند، اشتباه بزرگي در زمينه كاري خود مي كنيد.

ما به شما توصيه مي كنيم كه در ابتداي كار به دوستان و آشنايان و اقوام نزديك مراجعه كنيد اما اين بدين معني است كه شما با كسب دانش و اطلاعات كافي در اين زمينه فعاليت خود را آغاز كنيد و اصلا افراد را تحت فشار قرار ندهيد چرا كه ميزان موفقيت خود را كاهش مي دهيد.

3-درخواست مكرر از ديگران براي پيوستن به كسب و كار

اگر شما براي ايجاد كسب و كارتان جدي هستيد پس بايد بدنيال روش هاي حرفه اي باشد.وقتي كه صرفا به دليل عرضه ديدگاه هاي تان به ديگران و بطور مكرر از آن ها مي خواهيد كه به كسب و كارتان بپيوندند درواقع فقط اعتبار خود را كاهش مي دهيد و باعث مي شويد آن ها در مدل كسب و كارتان شك و ترديد كنند و همين باعث مي شود سايرين درخواست شما را به سرعت رد كنند و اين آغازي باشد براي قرار گرفتن در سراشيبي و سقوط.

4-وابستگي عاطفي به تصميمات آشنايان و خانواده

وقتي افراد براي نخستين بار به نتورك ماركتينگ مي پيوندند معمولا به تعداد كمي از افراد اميد دارند تا به كسب و كارشان بپيوندند كه معمولا هم شامل دوستان و افراد خانواده مي شوند.اما نكته مهم ان است كه شما نبايد زياد به تصميمات آن ها اميد داشته باشيد و خودتان را از نظر روحي و رواني و عاطفي به آن ها وابسته كنيد.

همواره به ياد داشته باشيد كه اگر دوستان‌تان از راه‌اندازي شركت شما خوشحال شده‌اند اين بدين معني نيست كه به همه‌ي تصميمات كاري شما اعتماد مي‌كنند. درست مانند هر كسب و كار ديگري اگر شما نتوانستيد به يك فروش قطعي يا قرارداد با آشنايان‌تان برسيد به راحتي به سراغ مشتري بعدي برويد. همان‌طور كه يك سرمايه‌گذار باهوش مي‌داند كه نبايد به هيچ‌كدام از خانه‌هايي كه خريد وفروش مي‌كند دل ببندد يك بازارياب شبكه‌اي باهوش هم بايد بداند كه اين بازاريابي شبكه‌اي درواقع يك بازي اعداد است كه دلبستگي‌هاي عاطفي هيچ درآمدي براي آن نخواهد داشت.

5- داشتن ادعاهاي كاذب

هيچ وقت راجب محصولات يا خدمات شركت توضيحات نادرست ندهيد چرا كه همه اين ادعاها به ضرر شما و شركت خواهد بود.اگر جواب سوالي را نميدانستيد براي مشتري توضيح دهيد كه سوال درستي پرسيده و حتما پاسخ او را پيدا مي كند و به وي انتقال مي دهد.

6-عيب جويي از ديگران

بازاريابي شبكه اي گاهي اوقات بسيار رقابتي بنظر مي رسد اما اين دليل نمي شود كه شما از ساير شركت ها بدگويي كنيد.هميشه يادتان باشد با بدگويي از ساير شركت ها به هيچ بهرمندي خاصي نمي رسيد و اين كارفقط به فقط به حسن شهرت شما آسيب مي رساند. درواقع شما همواره بايد سعي كني نقش يك حامي را براي شركتتان ايفا كنيد و ديد مثبتي براي افراد نسبت به شركتتان ايجاد كنيد.

علاوه بر اين اگر مردم در گذشته يك تجربه بد در زمينه بازاريابي شبكه اي داشته باشند ،شما مي توانيد با پاسخ دادن به سوالات آن ها و ايجاد ديد مثبت بجاي بدگويي كردن از شركت قبلي ،تاثير بسياري در جذب مشتري داشته باشيد.

7-كسب و كار غيرفعال

در بازاريابي شبكه اي هيچ چيز بدتر از يك خط كاري غيرفعال نيست.زماني كه شما به يك شركت بازاريابي شبكه اي مي پيونديد هميشه بايد تعهدي براي همكاري با آن ها و افرادي كه در خط مقدم شركت هستند داشته باشيد.اگر شما تمايلي به اينگونه فعاليت ها براي رسيدن به موفقيت نداريد،بهتر است كه به اين حرفه نپيونديد.مشكل اصلي كه همواره در بازاريابي شبكه اي رخ مي دهد اين است كه نيروهاي جديد با يكبار توقف و درجا زدن عقب نشيني مي كنند و كارها را رها مي كنند.

بازاريابي شبكه اي يك كسب و كار نسبتا ساده است. اما با ارتكاب هركدام از خطاهاي پيش‌گفته بسيار سخت مي‌شود. بهترين كاري كه شما در بدو ورود به فضاي كسب و كار بازاريابي شبكه‌اي مي‌توانيد انجام دهيد اين است كه آموزش‌هاي اوليه‌ي خود را تكميل كنيد و بسياري مواقع روي يادگيري مسير و ديدگاه درست حرفه‌تان سرمايه‌گذاري كنيد. اين تمرين براي كشف راه‌هاي درست كاري براي شما وضعيت بي‌نظيري ايجاد مي‌كند و بدين طريق به اعتماد به نفس خوبي دست مي‌يابيد.

اگر شما گاها برخي از اين چند اشتباه بازاريابي شبكه اي را مرتكب مي‌شويد، نااميد نباشيد چرا كه اشتباه كردن به خودي خود بد نيست و همگان اشتباه مي‌كنند. مهم اين است كه شما اشتباهات خود را بشناسيد و در جهت رفع آن گام برداريد.

پس از اين‌كه با ۷ اشتباه بازاريابي شبكه اي رايج را شناسايي كرديد و تصميم گرفتيد كه ديگر هرگز آنها را انجام ندهيد، بايد روي اعمال مثبت تمركز كنيد و ببينيد كه چگونه فرآيند اجراي كسب و كار خود را با صرف زمان و كشف مسير درست تكميل كنيد.

بزرگترين موهبت ما اين نيست كه هرگز سقوط نكنيم، بلكه در اين است كه با هربار سقوط دوباره برخيزيم (كنفوسيوس )

 

در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

نويسنده :admin
تاريخ: ۱۰ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۸:۲۰:۱۱

1-تكنيك  دعوت

هوشمندانه ترين راه براي خريد حتمي مشتري، دعوت از مشتري براي خريد است.

بطور مثال به مشتري بگوييد: "تو كه از اين خوشت اومده چرا امتحانش نميكني؟"

مشتريان در هنگام خريد معمولا از اينكه جنسي را بخرند،مطمن نيستند و به عبارتي شك دارند و تصويري از تجربيات خريدهاي ناموفق قبلي شان هم بياد مي آورند.و در اين حالت سردرگم شده و معمولا ميگويند: نه نياز ندارم،گيج شدم و....

فروشنده حرفه اي كسي است كه هيچ فروشي را بدون دعوت از مشتري، ترك نمي كند.

 

2-تكنيك جايگزيني

هنگامي كه مشتري گزينه هاي زيادي را پسنديده است و در انتخاب بهترين آن ها، مردد است شما با پرسيدن جمله " از كدوم محصول بيشتر خوشت اومده؟" ذهن مشتري را از حالت تشويش خارج كنيد.

چرا كه هركدام از ما هنگامي كه چند مورد مختلف داشته باشيم، دچار سردرگمي مي شويم.

اگر مشتريان تنها يك گزينه براي انتخاب داشته باشند،فروشندگان حرفه اي محصولات جديد ديگر را هم معرفي مي كنند و  سعي در فروش بيشتر دارند.

اگر خريدار مي گويد :

-گران است!

+تخفيف مي دهم!

-پول به اندازه كافي ندارم!

+قسط بندي مي كنيم.

 

3-تكنيك مراقبت

مشتري بايد اين احساس را داشته باشد كه فروشنده مانند يك مشاور خوب است و او را به درستي راهنمايي مي كند.

فروشندگان حرفه اي در همه مراحل خريد در كنار مشتري هستند و او را بدرستي راهنمايي مي كنند.اين حس براي مشتري بسيار خوشايند است .

مشتريان در هنگام خريد حتي در آخرين مرحله خريد هم دچار ترديد هستند،فروشنده حرفه اي با دادن با دادن اطمينان و اينكه مراقب همه چيز است، خيال مشتري را راحت مي كند. در اين هنگام فروشنده گام بزرگي براي نهايي كردن خريد برداشته است.

4-تكنيك ثانويه

يكي از تكنيك هاي موثر فروش در بازاريابي، تكنيك ثانويه است.اگر مشتري شما خريدار ماشين است، بجاي تمركز بر روي فروش ماشين،بر روي يك بحث ثانويه مثلا "رنگش چطوره؟ " يا "رنگ مورد علاقتون چي؟" تمركز كنيد. شما با اين كار فروش ماشين را به سمت نهايي شدن سوق مي دهيد.

 

5-تكنيك اجازه

همه ما دوست داريم كه از ما اجازه گرفته شود پس بجاي مجبور كردن افراد براي خريد ،طوري با آن ها صحبت كنيد كه در شرايط خريد قرار بگيرند مثلا بگوييد :"اجازه ميدين در انتخاب كمكتون كنم؟" او هم با تصميم گيري و اينكه به شما بله يا خير بگويد، به سوال شما پاسخ مي دهد.

در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

نويسنده :admin
تاريخ: ۹ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۸:۴۵:۱۶

اولين حركتي كه براي قانوني كردن بازاريابي شبكه اي در كشور خودمان صورت گرفت از سوي مجلس شوراي اسلامي و در رأس آن حميدرضا كاتوزيان نمايندۀ مردم تهران بود . اين قانون در واقع با تغيير كليات قانون سال 1369 با عنوان كليات الحاق يك بند و يك تبصره به مادۀ يك قانون مجازات اخلال گران در نظام اقتصادي كشور و اصلاح تبصرۀ يك مادۀ دو آن با 160 رأي موافق از 230 نماينده تصويب شد. كه بعد از آن از سوي مجلس خبرگان داراي ابهام شناخته شد و باعث شد تا نمايندگان مجلس كه اين قانون را بيشتر براي جلوگيري از طرح هاي هرمي وضع نموده بودند موضوع را بيشتر مورد بررسي قرار دهند و قانوني مدون تر را ارائه نمايند. از ديگاه برخي فعاليت هاي مجلس شوراي اسلامي براي نظام مند كردن بازاريابي چند سطحي با برخي نگرش هاي سياسي و اقتصادي همراه بوده است. شركت در طرح هاي هرمي جرم محسوب مي شود و جريمۀ آن در ايران حبس ازشش ماه تا سه سال است و مرتكب چنين جرمي علاوه بر رد مال به جزاي نقدي به دو برابر اموالي كه بدست آورده محكوم مي شود.
در اين برنامه كه در اخبار ساعت يازده شب از شبكه خبر پخش شد درباره شبكه هاي بازاريابي و فروش سالم و ناسالم انتقاد و مقايسه انجام شد. و آقايان رسول زاده، دانشيار و سليماني به تعريف نتورك سالم و ناسالم و انتقاد از نتوركهاي خارجي پرداختند.



مهندس دانشيار(رييس كميسيون انرژي مجلس): در شركت گلد كوئست كه يك شركتي است كه در واقع كالا و خدمات گسترده اي را جابه جا نمي كند اعضايي را انتخاب مي كند و آن اعضا چند نفر عضو ديگر را پيدا مي كنند و پولي را كه از آن اعضا مي گيرند همه را به آن شركت اصلي مي دهند و يك درصدي را هم شركت به آنها بر مي گرداند و در واقع در اين كار يك نوع عضوگيري و پول گرفتن از پايين هرم است براي سود بردن آن بالاي هرمي ها. در واقع در اينجا هيچ كالايي جابه جا نمي شود و يا اگر كالا و خدماتي جابه جا مي شود خيلي سوري و براي عوام فريبي است لذا آن "گلدكوئست خلاف قانون است." و قانوني هم كه مجلس تصويب كرده است شبكه هاي تجارت الكترونيك كه فقط عضو مي گيرند و پول هاي عظيم جابه جا مي كنند را خلاف دانسته، هم خلاف شرع و هم خلاف قانون. اما شبكه هاي تجارت الكترونيكي كه عضو مي گيرد براي اينكه كالا جابه جا كند و يا خدماتي جابه جا كند، خلاف قانون نيست، قانوني است و بايد توسعه پيدا كند.



دكتر رسولزاده(كارشناس اقتصاد): قانوني كه در مجلس مصوب شد و در شوراي نگهبان رفت و به دليل داشتن ابهام برگشت خورد در مرحله اول كالا و خدمت را هم در بر مي گرفت و خوشبختانه شوراي نگهبان با هوشمندي خاصي اين قانون رو درش ابهام ايجاد كرد و مجددا برگشت به مجلس. در قانون جديد كالا و خدمت از آن حذف شد يعني اگر شركتي و يا شركتهايي بتوانند كالا و خدمت واقعي را ارائه بدهند كه داراي سه مولقه اصلي يعني انتظار رو براي مشتري و ارزش و سود را براي مشتري ايجاد كند اينها شامل اين قانون نيستند يعني اگر شركتي كالا و خدمت واقعي را ارائه مي دهد و قيمت آن همسان و يا حتي كمتر از قيمت بازار هست و مي تواند از طريق تجارت الكترونيك اين كالا و خدمت را ارائه بدهد شامل اين قانون نيست و مي تواند به عنوان يك فرصت براي كشور مطرح بشود و علاوه بر اين براي مقابله با تهاجم عظيم فرهنگي و اقتصادي و سياسي و امنيتي كه از طريق شركتهاي خارجي در داخل ايران اعمال مي شود، يكي از بهترين راهكارها اين است كه ما بياييم شركتهاي قدرتمند ايراني را كه قابليت بومي كردن تكنولوژي و دانش مديريتي كلان دنيا رو را دارند را در كشور احيا بكنيم و از آنها حمايت بكنيم.


دلايل شوراي نگهبان براي تأييد مصوبه مجلس چيست؟ چرا شوراي نگهبان ابتدا اين مصوبه را رد كرد و سپس تأييد كرد؟
دليل شوراي نگهبان براي تأييد مصوبه ياد شده‌، صرفاً عدم مغايرت آن با موازين شرع و قانون اساسي بوده است؛ چرا كه وظيفه اصلي شوراي نگهبان به موجب اصل نود و ‌يكم قانون اساسي «پاسداري از احكام اسلام و قانون اساسي از نظر عدم مغايرت مصوبات مجلس شوراي اسلامي با آنها» است.
دليل مخالفت شوراي نگهبان در مصوبه اول مجلس نيز وجود ابهام در بند (ز) ماده واحده بود. اين بند، «هرگونه تأسيس، قبول نمايندگي، عضوگيري و ثبت‌نام در بنگاه، مؤسسه، گروه يا فهرست اسامي با وعده كسب درآمد ناشي از افزايش اعضا به صورت شبكه‌اي، خواه از طريق عرضه كالا يا خدمات يا اجبار به خريد كالا يا دريافت حق عضويت يا شيوه‌هاي مشابه ديگر خواه از طريق جلب مشتريان به عنوان بازارياب يا به هر عنوان ديگر با وعده دريافت كالا يا خدمات رايگان يا به قيمتي كمتر از قيمت واقعي يا دادن درصد (پورسانت) يا توزيع جايزه» را به عنوان معاملات باطل تلقي كرده و جرم دانسته بود.
به نظر شوراي نگهبان، از آنجا كه احتمال شمول حكم بند (ز) به معاملات صحيح شرعي و قانوني نيز وجود داشت، اين بند مبهم بوده و بايد از آن رفع ابهام مي‌شد. پس از رفع ابهام و اصلاح اين بند (همانگونه كه در پاسخ به پرسش دوم آمد)، مصوبه مذكور مورد تأييد شوراي نگهبان قرار گرفت.
آيا اين ممنوعيت فعاليت شامل همه شركت‌هاي هرمي است؟ به عبارت ديگر آيا طبق اين قانون، اساساً تجارت الكترونيكي در ايران ممنوع شده؟ يا نه نظام از تجارت الكترونيكي حمايت مي‌كند؟
با توجه به مصوبه مجلس، ممنوعيت فعاليت تنها شامل مؤسسات و شركت‌هايي است كه ويژگي مذكور در بند (ز) ماده(1) مصوبه را داشته باشند. بر اين اساس، تجارت الكترونيك در چارچوب قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران ( به خصوص قانون تجارت) نه تنها هيچ منع قانوني ندارد، بلكه از آن حمايت نيز مي‌شود.
پس طبق اين مصوبه مجلس كه مورد تائيد شوراي محترم نگهبان نيز ميباشد هر نوع فعاليتي كه شامل بند ز اين قانون نباشد صحيح و مورد تائيد است

لازم به ذكر است بنا به درخواست ديوان عدالت اداري طي نامه شماره 200/130212/210/9000 در جلسه 19آبان 1395 شوراي نگهبان ، دستورالعمل تاسيس و فعاليت و نظارت بر بازاريابي شبكه اي مورد بررسي قرار گرفت و راي به عدم مغايرت با موازين شرعي داده شد

Photo

نويسنده :admin
تاريخ: ۸ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۷:۲۷:۴۴

در اين مقاله ما تصميم داريم 5راز موفق شدن در زمينه نتورك ماركتينگ، بخشي از كتاب "جام مقدس بازاريابي شبكه اي" اثر مارك يارنلرا براي شما بيان كنيم.

راز اولحرفه اي ها بها پرداخت مي كنند و آماتورها بهانه مي آورند.

براي موفقيت شما بايد مسير خود را انتخاب كنيد و از انجام فعاليت هاي اشتباه اجتناب كنيد.بطور مثال شما بايد درگير ارتباط با بالاسري و زير مجموعه هاي خود باشيد و در كارهايي مثل قيمت گذاري شركت دخالت نكنيد.

نتوركرهاي موفق و ثروتمند اكثر محصولات شركت را مي فروشند و افراد جديدي را وارد سازمان مي كنند و زمان خود را صرف كارهاي ديگر نميكنند.

بسياري از افراد سال ها در بازاريابي شبكه اي ميمانند و به موفقيت نميرسند و هيچ گاه علت عدم موفقيت خود را كشف نمي كنند.من يك سوال از اين افراد ميپرسم:

امروز چند نفر را جذب سازمان خود كرده ايد و به چند نفر محصول فروخته ايد؟

رفتار افراد در مقابل اين سوال متفاوت است.

فقط بايد اين را بدانيد كه افراد موفق در اين حرفه بهاي موفقيت خود را پرداخت كرده اند.

 

راز دومافراد موفق در اين حرفه به سختي كار كرده اند.

شايد شما چند ساعت در روز را به كار خود اختصاص دهيد اما در اين زمان  و در خلال آن بايد بر روي فروش محصولات و معرفي افراد جديد نيز تمركز كنيد.شما بايد حداقل 2 ساعت در روز را به طور مستمر براي اين كار زمان بگذاريد تا به دستاوردهاي بزرگي دست يابيد.

شما نبايد تصور كنيد كه صرفا 2ساعت براي موفق شدن در اين كار كافي است . نكته جالب در مورد بازاريابي شبكه اي اين است كه هر كدام از ما در هر زمان و هر مكان كه تصميم به شروع بگيريم و خود را براي پرداخت بهاي موفقيت آماده كنيم سختي هاي راه نمي تواند ما را از رسيدن به هدف باز دارد. نتوركرهاي ضعيف وقت زيادي را صرف پيدا كردن ميانبرهاي موفقيت مي كنند تا بتوانند سريع تر و ساده تر به هدف خود برسند. اما اين باعث مي شود كه از مسير اصلي خود دور شوند و فعاليتهاي مهم روزمره خود را انجام ندهند.

نتوركرهاي موفق زمان خود را صرف فروش محصولات و جذب افراد جديد مي كنند اما افراد ضعيف به دنبال بهانه مي گردند و زمانشان را بيهوده اتلاف مي كنند. كارهايي از قبيل : مشكلات بازاريابي شبكه اي از ديد مردم و...

نتوركرهاي موفق حداقل روزي دو ساعت بيشتر از نتوركرهاي معمولي زمان مي گذارند

نتوركرهاي موفق و ثروتمند قبلا همان نتوركرهاي معمولي بودند كه به ماندن در حد وسط و به كم قانع نبودند و به جهت رشد توانايي ها و سازمانشان وقت بيشتري را صرف كرده و از حداكثر پتانسيل خود استفاده كرده اند.

شما بايد كارتان را به افراد ديگر از قشرهاي مختلف معرفي كنيد تا بتوانيد آن ها را جذب اين شغل كنيد و بدانيد كه اگر كسي شما را مسخره كرد نبايد با او وارد بحث شويد و او را يك انسان سست  عنصر و ضعيف بدانيد.

راز سومنتوركرهاي موفق با افتخار راجب شغلشان صحبت مي كنند.

به شغلتان افتخار كنيد.شما بايد مانند يك وكيل مدافع بسيار قوي براي شغلتان باشيدو هيچ وقت فعاليت خود را پنهان نكنيد و به صنعت و شغلي كه در اختيارتان قرار گرفته افتخار كنيد.

نتوركهاي موفق، موفقيت خود را در رسيدن به هدف تيمي و موفقيت تيمي مي بينند و اين فرهنگ را با تمامي سازمان خود به اشتراك مي گذارند.

اگر در مجموعه شما كسي هست كه مانند شما و يا حتي بيشتر از شما جدي كار مي كند بايد خوشحال باشيد،چرا كه شما به موفقيت نزديك مي شويد.

يكي از اصول و استراتژي هاي پايه در نتورك ماركتينگ عبرت گرفتن از سايرين است!

خوشحال باشيد كه هزاران نفر به واسطه شما مي توانند به روياها و آرزوهاي خود برسند. به كارتان و سرعت بازده بالايش افتخار كنيد كه افراد جدي و هدفمند را مي تواند به سرعت هر چه بيشتر به اهداف و آرزوهايشان برساند.
جري كلارك كه يكي از آموزش دهنده هاي بازاريابي شبكه اي است مي گويد : اين خيلي ساده تره كه شما به سرعت كار كنيد و رشد كنيد.
به اعتقاد من حدود چهار سال زمان مي برد تا شما از فرش به عرش برسيد. به عنوان مثال در آوريل ۱۹۸۶ بانك مرا تهديد كرده بود كه تا۶ ماه آينده خودروي مرا مصادره خواهد كرد. ۴ سال بعد از آن تهديد من ۳ خانه، يك كشتي تفريحي و يك هواپيماي شخصي داشتم و با آن به بيشتر مناطق دنيا سفر كرده بودم. من هيچ سواد دانشگاهي يا تجربه كاري بالايي نداشتم و قطعا سرمايه اي هم براي سرمايه گذاري نداشتم. پس راز موفقيت من چه بود !!! ؟؟؟

و اما بخش چهارم :

 راز براي تبديل شدن به يك نتوركر ثروتمند  به بدون مرز بودن در عين تمركز بالا بر خواسته هاي نتوركر ثروتمند تاكيد دارد.

در بخش پنجم مارك يارنل به نگرش و نظام باورهاي يك نتوركر ثروتمند نگاهي جامع و عميق داشته و عنوان مي كند كه نتوركر ثروتمند با موفق كردن افرادي كه پايين تر از او هستند مي تواند ارتقاء يابد. مي داند كه آموزش صحيح و انتقال درست مهارت ها مي تواند فرد را به يك نتوركر قروتمند تبديل نمايد. توصيه اكيد مارك يارنل براي تبديل شدن از يك نتوركر فقير به يك نتوركر ثروتمند اين است كه فرد بتواند خودخواهي خود را مهار كند و همكارانش را از خود نراند و ياد بگيرد كه انسان متعادلي باشد

نويسنده :admin
تاريخ: ۷ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۱۰:۱۰:۵۳

۱) همه چيز به خودم بستگي دارد :

 شايد در اين تجارت مهم ترين اصل اين نكته است كه هر چيزي كه در تيم شما رخ مي دهد به شما بر مي گردد. اگر از اتفاقي در تيم خود راضي نيستيد، فكر كنيد در گذشته، چه زماني آن اتفاق براي خود شما افتاده، مطمئن باشيد باعث و باني همه چيز خود شما هستيد. همه چيز از شما شروع مي شود .

 اگر يك ليدر موفق و با انگيزه و پرانرژي باشيد، مطمئنا افراد تيم تان هم به شما نگاه مي كنند و تبديل به ليدرهاي كار كشته اي مي شوند. اگر تا ظهر بخوابيد، آنها نيز تا ظهر مي خوابند. اگر خوب پيگيري كنيد، آنها هم خوب پيگيري مي كنند. اگر زياد شوخي و لودگي كنيد ، آنها هم شوخ و لوده خواهند شد. كاش امتحانش مجاني بود. درحالي كه بسيار پر هزينه است وگرنه پيشنهاد مي دادم امتحان كنيد.

 اگر محكم و مصمم باشيد، آنها هم خواهند شد. اگر هدف داشته باشيد، آنها هم دارند. همه چيز به شما بر مي گردد، همه چيز. حالا دوست داريد تيم تان چگونه باشد؟ هر ويژگي كه براي آنها مي پسنديد ليست كنيد. آنگاه آن ويژگي ها را در خود جست وجو كنيد و اگر نيافتيد در خود بوجود بياوريد. اين ويژگي ها مي تواند شامل اين موارد باشد:
منش و شخصيت ، رفتار مناسب اجتماعي ، پوشش مناسب و در شان كار ، پرانرژي بودن ، اطلاعات كامل داشتن ، مصمم بودن ، هدفمند بودن ، قدرت رهبري ،عامل بودن و…

 تمام تغييرات را بايد از همين امروز در خود ايجاد كنيد. چون فردا خيلي دير است. اگر تغييرات مثبت را هم اكنون در خود بوجود نياوريد، همان رفتارهاي غلط در مجموعه شما همانند سازي مي شود و زماني به فكر تغيير مي افتيد كه كار از كار گذشته و ديگر حتي اگر بخواهيد نمي توانيد چيزي را در خود و سپس در مجموعه تغيير دهيد ، پس از حالا تغييرات مثبت را در خود ايجاد كنيد.

 

۲) رعايت سلسله مراتب ( لول ها ):

 به طور كلي تمام ساپورتهايي كه از سوي آپلاين ها براي افراد تيم شما صورت مي پذيرد، بايد از پل ارتباطي شما عبور كند. احتياجات تيم شما بايد اول از شما خواسته شود. اگر شما توانايي انجام آن ساپورت را نداشتيد، باز خود شماييد كه بايد از آپلاين مستقيم خود درخواست كنيد،  تا با هم نياز تيم تان را برطرف كنيد.

بعوان مثال: اگر زير مجموعه مستقيمتان از شما سوالي كرد و شما جواب آن سوال را نمي دانستيد، نبايد به او بگوييد برو از بالاسري من بپرس.

 بلكه بايد خودتان آن را از بالاسري خود بپرسيد و جواب صحيح را در اختيار او قرار دهيد. اگر او هم نمي دانست از وي بخواهيد كه جواب را بيابد و براي شما بياورد. طبيعي است شما در ابتداي كار هستيد و اطلاعاتتان به خوبي اطلاعات ليدرها نيست. پس اين طبيعي است كه يك تازه وارد بخواهد همه را دور بزند و با ليدرها به طور مستقيم ارتباط برقرار كند. ولي اين موضوع يك ايراد بزرگ دارد و آن اينست كه اگر همه تازه واردها همه آپلاين هاي خود را دور بزنند و سراغ ليدرها بروند، ديگر ليدري در تيم ساخته نمي شود، چون فرصت رشد فكري ، اطلاعاتي و مديريتي از همه گرفته شده و ضمنا ليدرها هم توان پاسخ گويي به تعداد زياد نفرات را ندارند. بنابراين كل تيم متوقف مي شود.

 پس هرگز نه آپلاين خود را دور بزنيد و نه اجازه دهيد كه دور زده شويد. اما در مقابل درخواست افراد تيم تان مبني بر گفتگوي مستقيم آنها با ليدرها مقاومت نكنيد و اجازه بدهيد گهگاهي اين كار صورت گيرد. پس در كل سلسله مراتب را رعايت كنيد .

 

۳) مثبت به پايين ، منفي به بالا :

 هر چيز منفي را به بالا انتقال دهيد و هر چيز مثبت را به پايين. همانطور كه قبلا گفته شد، شركت و پلن بي عيب و نقص وجود ندارد . اين موضوع در مورد آپلاين ها هم صدق مي كند. هيچ كس ۱۰۰% موفق نيست. از آنها انتظار نداشته باشيد كه انسان هاي كاملي باشند. پس هميشه امكان وقوع پيشامدهاي ناخوشايند را در نظر بگيريد . اما در موقع وقوع يك اتفاق منفي چه مي كنيد؟ آن را به افراد تيم تان انتقال مي دهيد؟ اينكار چه سودي دارد؟ مگر آنها مي توانند پاسخ شما را بدهند و شما را مثبت كنند؟ قطعا نه.

 با اينكار فقط آنها را نسبت به كار بدبين كرده ايد و انرژي آنها را گرفته ايد. از همه مهمتر آنهايي كه به شما تكيه كرده اند، با تكيه گاهي مواجه مي شوند كه خود متزلزل است و اتفاقي منفي او را منفي كرده است. پس اعتماد شان نسبت به شما سلب مي شود.

پس كار عقلانه چيست؟ هر اتفاق منفي را به بالاسري خود انتقال دهيد. و از آنها توضيح بخواهيد. ولي بارعايت سلسله مراتب نسلي، يعني اول موضوع را به آپلاين مستقيم خود بگوييد.
اما اتفاق مثبت را هرگز پيش خود نگه نداريد و در اسرع وقت به افراد تيم خود با انرژي و حرارت منتقل كنيد.
نكته : منفي را به مثبت تبديل كنيد. اين داستان را بشنويد.

 

 يك كشيش در ميان جمعي از كودكان آزمايشي را ترتيب مي دهد. او ابتدا كرمي را درون يك شيشه آب مي اندازد. كرم شروع به شنا كردن در آب مي كند و اين طرف و آن طرف ميرود. در مرحله بعد او كرم را درون يك شيشه الكل مي اندازد، كرم بسرعت جمع مي شود و مي ميرد .

 آنگاه كشيش رو به كودكان مي گويد خوب بچه ها از اين آزمايش نتيجه مي گيريم كه الكل چه خصوصيتي دارد؟ كودكي زيرك مي گويد: به اين نتيجه مي رسيم كه الكل براي از بين بردن كرم معده مفيد است!!!
 منظور كشيش اين بود كه كودكان دريابند كه الكل يك ماده كشنده است. چرا كه حتي يك كرم از آن جان سالم به در نبرد. اما يك كودك، مي تواند از اين واقعه نكته مثبتي دريابد.

 بعنوان مثال محصولي خاص با تاخير به دست مشتريان مي رسد. آيا اين يك اتفاق مثبت است يا منفي؟ در نظر اول شايد منفي به نظر برسد. اما مي توان از جنبه مثبت به آن نگاه كرد. يعني شركت آن قدر رشد داشته و تصاعد به درستي شكل گرفته كه شركتهاي طرف قرارداد از پاسخ گويي عقب مانده اند. يعني تقاضا از عرضه پيشي گرفته است.

 همانطور كه مي بينيد انرژي دو جمله قبل بسيار مثبت است و حاكي از موفقيت روز افزون مي باشد. پس هرگاه خبري به ظاهر منفي شنيديد ديدگاه خود را تغيير دهيد و سعي كنيد جنبه مثبت آن را ببينيد. فراموش نكنيد هر ليوان نيمه پري دارد، كه شما هنوز به آن دقت نكرده ايد.

 

۴) چگونه از بالاسري خود تعريف مي كنيد؟

 وقتي مي خواهيد راجع به بالاسري يا ليدرهاي خود در مقابل تيم صحبت كنيد، چگونه اين كار را انجام مي دهيد؟ چگونه به معرفي آنها مي پردازيد؟ شايد بگوييد بچه ها آقاي … بالاسري بنده هستند! آيا اين كافيست؟

حالا به نوع ديگر معرفي دقت كنيد. “بچه ها مي خواهم يكي از بهترين دوستانم رو به شما معرفي كنم. كه در طول اين مدت كوتاه هميشه يار و همراه من و تيم من بوده وآنقدر به من كمك و راهنمايي كرده كه شايد بتوانم بگويم از برادر به من نزديكتر شده. ضمنا ايشون مديريت بسيار خوبي رو روي تيم من اعمال كرده و اطلاعات بسيار كاملي هم در مورد شركت و صنعت بازاريابي شبكه اي دارن. در يك كلام ايشون زندگي من رو متحول كردن”.

 

 توجه كنيد كه وقتي در جمع تيم خود هستيد و صحبت بالاسري هايتان به ميان مي آيد، هميشه بايد از آنان به خوبي ياد كنيد و راجع به حمايتها و اطلاعات آنان صحبت كيند.
 سوال: آخه من با بالاسريم مشكل دارم ، خيلي خوب حمايتم نميكنه؟

جواب :

همانطور كه گفتيم مثبت به پايين ، منفي به بالا .

نويسنده :admin
تاريخ: ۷ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۱۰:۰۷:۲۰

  چه چيزي بهتر از اين كه رييس خودتان باشيد، ساعت كارتان را خودتان تنظيم كنيد، حقوق و دستمزد يا درآمدتان را تعيين كنيد، دفتر كارتان را جايي كه مي خواهيد انتخاب كنيد؟

پاسخ اين مساله را از وين ناجنت بنيانگذار و افسر ارشد با ۱ ميليارد دلار فروش مستقيم  از اعضاي باشگاه مسافرتي و اوقات فراغت بخواهيد. او بيش از دو دهه است كه در فروش مستقيم  آغاز به كار كرده.

در آن زمان، اين صنعت با چالش هاي زيادي مواجه بود كه به طور عمده اقليت شركت هاي استخدام نمايندگان، هزينه هاي پيش بيني نشده آنها را بالا مي برد و آنها را قانع كرد تا جحم زيادي از موجودي هاي غير قابل برگشت را با مبلغ كمي يا بدون ارزش واقعي خريداري كنند.

اگرچه امروزه بسياري از شركت هاي معتبر وجود دارند، كه با اشاره به فروش مستقيم ، بازاريابي چند سطحي يا بازاريابي شبكه اي مي تواند خاطرات طرح هاي هرمي و روياهاي متزلزل را كه پيش از اين هم در سرتاسر با عناوين مختلف منتشر شده اند،يادآور شود.

ناجنت معتقد است شما نمي توانيد تمام شركتهاي بازاريابي شبكه اي را با يك شوك يا ضربه گسترده ترسيم كنيد.( به يك چشم نگاه كنيد) او در سال ۲۰۰۵ شركت خود را براي كمك به مردم با فان و سرگرمي، آزادي و تحقق يافتن از طريق سفر با همراهي خانواده و دوستان پيدا كرد.

موفقيت شركت بر اساس اصل تعادل كار و زندگي است، يكي از فلسفه ناجنت اين است كه زندگي از طريق يك شبكه رو به رشد از نمايندگان، گسترش مي يابد. به گفته وي : زندگي ات را بساز … با كارت زندگي كن!

 

ناجنت مي گويد: “من در هيئت موسسه غير انتفاعي كه برنامه هاي پايدار براي كودكان مورد نياز در سراسر جهان را پشتيباني مي كند، اهداف ايجاد شده اي دارم،

“اگر فردي پول بيشتري در ماه به دست آورد، به آنها يك اتاق تنفس مالي مي دهد. اگر آنها آن را با ثبات بيشتري دنبال كنند، كه لذت بخش هم هست، ما مي توانيم آنها را بيشتر بسازيم. در آن لحظه، آنها احساس فراواني مي كنند. بنابراين اكنون حدس مي زنم آنها چه مي كنند؟ آنها باز مي گردند! بازاريابي شبكه اي اين امكان را فراهم مي كند.”

بر اساس آخرين آمار فدراسيون جهاني فروش مستقيم، فروش مستقيم  جهاني در سال ۲۰۱۵ به ميزان ۷٫۷ درصد افزايش يافت و به ۱۸۳٫۷ ميليارد دلار رسيده است. پتانسيل صنعت به ويژه براي هزاره اي كه در حال ورود به نيروي كار است، بسيار جذاب است.

اين افراد كه بين سالهاي ۱۹۷۷ و ۲۰۰۰ متولد شده است پدر و مادرشان، با وجود داشتن اعتماد و اطمينان به كارفرمايان خود، شغل خود را از دست داده اند، و سپس براي پيدا كردن كار بدون در نظر گرفتن تحصيلات و تجربه خود تلاش مي كنند. در نتيجه، اين هزاره كارآفريني را به عنوان مسير جايگزين براي آزادي مالي در نظر مي گيرند.

 

در مدل ارتباط مستقيم با مصرف كننده براي مدت بيش از نيم قرن با موفقيت به فروش كالاها و خدمات در لوازم آرايشي و بهداشتي، لوازم خانگي، تغذيه، مسافرت و صنايع فن آوري دست يافته است. به رغم رشد و طول عمر، دلايل متعددي وجود دارد كه به كار فروش مستقيم  توجه شود، از جمله:

آزادي كارآفريني: شما مي توانيد رئيس خودتان باشيد – با تقريبا هيچ هزينه اضافي. توصيه مي شود كه در ابتدا كار روزانه خود را حفظ كرده و بخشي از وقت خود را به كار ببنديد. اگر شما بتوانيد اصولي و صحيح، تجارتتان را بسازيد، در نهايت مي توانيد تمام وقت به آن بپردازيد.

پتانسيل درآمد نامحدود: بر خلاف دنياي شركتي، جايي كه افزايش رتبه شما ممكن است بر روي هر چيزي از استعداد و اقتدار شما تا خلق و خوي شما متمركز باشد.

توسعه شخصي: شركت هاي فروش مستقيم  همراه و ياور خوبي براي شما جهت تبديل شدن به خودتان هستند. اين تضمين مي كند كه شما را تبديل به يك كارآفرين موثرترجهت حفظ رشد شركت مي نمايد. از كتابها و ويديوها تا كنفرانسها و سمينار ها مربيگري به صورت يكجا، شما بايد ابزارهايي را كه لازم داريد تا به پتانسيل كامل خود برسيد را، داشته باشيد.

آموزش مداوم: شما رئيس خودتون باشيد بدون اينكه خودتان رييس باشيد. مثل آموزش مربيگري شخصي، آموزش حرفه اي هميشه در دسترس است. بيشتر از يك درخواست آموزش و پرورش و منتظر رئيس خود براي تاييد آن بر اساس بودجه نيستيد. همه چيزهايي كه شما بايد بدانيد تا در كسب و كارتان موفق شويد، به دست شما مي رسد. پشتيباني در حال انجام از طريق ابزار فروش، محصول و بازاريابي مانند وب سايت ها، دفاتر پست، اسناد چاپي و غيره در دسترس است.

وفاداري و رفاقت: چيزي به عنوان برقراري ارتباط با افرادي كه ديد شما را به اشتراك ميگذارند وجود ندارد. همانطور كه مي گويد، “آهن آهن را تميز مي كند”. با پيوستن به يك سازمان فروش مستقيم ، شما با افرادي نظير خود كه مي توانند با مبارزه و تلاش خود از موفقيت شما حمايت كنند، همسو مي شويد.

نويسنده :admin
تاريخ: ۴ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۶:۴۲:۳۸

عمر بازاريابي شبكه اي بطور قانوني و رسمي در ايران به پنج سال نمي‌رسد. از زمان قانوني شدن فعاليت شركت ها بصورت فروش مستقيم يا همان فروش چند سطحي، مركز امور اصناف و بازرگانان ايران، كه زير نظر معاونت توسعه و بازرگاني داخلي وزارت صنعت و معدن فعاليت مي‌كند، عهده دار سازماندهي و نظارت بر فعاليت شركت هاي مذكور شده است.

اين مسئوليت از تعيين آيين نامه هاي صدور مجوز شروع مي شود تا تعيين قوانين حاكم بر فعاليت شركت ها و بازارياب ها، نوع و كيفيت محصولات قابل عرضه، پلن هاي درآمد زايي و … يكي از فعاليت هايي كه اين مركز برعهده دارد،

بررسي لحظه اي مجوز شركت مورد فعاليت و نمايش وضعيت آن در وبسايت آن شركت مي باشد. بطوري كه كاربر، در هر لحظه با كليك بر روي اين نماد، مي تواند از آخرين وضعيت مجوز شركت مطلع گردد.

در اين مطلب قصد داريم نگاهي به اين نماد بيندازيم، و حالات مختلف آن را بررسي نماييم.

تمامي شركت هاي فعال در زمينه ي بازاريابي شبكه اي، موظف هستند كه نماد وضعيت فعاليت شركت هاي بازاريابي شبكه اي را در قسمتي از سايت خود قرار دهند. اين نماد، داراي رنگ هاي مختلفي مي باشد كه در ادامه، به بررسي آنها خواهيم پرداخت.

هنگامي كه روي اين نماد كليك مي نماييد، پنجره اي باز خواهد شد، كه مستقيم به وبسايت مركز امور اصناف و بازرگانان ايران متصل شده و آخرين اطلاعات مربوط به وضعيت فعاليت آن شركت را از سايت اين مركز فراخواني مي نمايد. اطلاعات كاملي از شركت مورد نظر شامل نام مدير عامل، آدرس سايت و دفتر مركزي، ليست اجناس شركت، اطلاعاتي راجع به مجوز فعاليت شركت و در نهايت نيز امكان گزارش تخلف شركت مورد بررسي از طريق اين پنجره فراهم گرديده است.

اما بايستي عرض كنيم همانطور كه پيشتر گفته شد، اين نماد بر اساس وضعيت فعلي مجوز شركت، رنگ هاي متفاوتي به خود ميگيرد. نماد وضعيت فعاليت شركت هاي بازاريابي شبكه اي در ۴ رنگ سبز، زرد ، قرمز و سياه مشخص كننده وضعيت عملكرد شركت‌هاي داراي مجوز فعاليت است.

هر يك از شركت‌هاي داراي مجوز با توجه به نحوه عملكرد خود، منجر به تغيير رنگ وضعيت لوگو مي‌شوند در هر ۴ رنگ اين لوگوها بعد از باز شدن لوگوي اصلي اطلاعاتي شامل اسم مديرعامل، نشاني دفتر مركزي ، پست الكترونيكي، وضعيت اخطار و راهنماي مورد نياز موجود است.

تغيير اطلاعات و مديريت رنگ‌هاي اين لوگوها توسط مركز امور اصناف و بازرگانان انجام مي‌شود.

"رنگ سبز لوگو" مشخص كننده فعال بودن شركت و اينكه توانسته فعاليت خود را با دستورالعمل بازاريابي شبكه‌اي منطبق سازد.

"رنگ زرد لوگو" مشخص كننده حالت تعليق شركت و اينكه به دليل تخلفات و عدم انطباق با دستورالعمل بازاريابي، وضعيت شركت به حالت تعليق درآمده است.

"رنگ قرمز لوگو" مشخص كننده حالت لغو مجوز شركت و اينكه به دليل تخلفات و عدم انطباق با دستورالعمل بازاريابي و يا درخواست خاتمه و موافقت مركز امور اصناف به حالت لغو مجوز در آمده است.

"رنگ مشكي لوگو" مشخص كننده وضعيت اتمام تاريخ اعتبار مجوز شركت مي‌باشد. (عدم فعاليت و قرار دادن سبد كالايي بر روي سايت )

تمامي شركت‌هاي داراي مجوز مكلف خواهند بود در صفحه اصلي سايت خود لوگوي وضعيت فعاليت شركتهاي بازاريابي شبكه‌اي را قرار دهند و كاربراني كه خواستار عضويت و بازاريابي رسمي شركت هستند به راحتي از طريق رنگ لوگوي نمايشي داده شده بر روي سايت و اطلاعاتي كه بعد از كليك بدست مي‌آورند از وضعيت شركت اطلاع حاصل مي‌كنند. 

نويسنده :admin
تاريخ: ۴ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۶:۳۹:۵۲

برعكس خيليها كه تو آمريكا وارد نتورك ماركتينگ شدن و تو همون 6 ماه اول خيلي موفق شدن ، من 6 ماه اول موفق نشدم ، سال اول موفق نشدم ، سال دوم هم ...اي خيلي موفق نشدم ، سال سوم يواش يواش شروع كردم به موفق شدن .... ولي اتفاق مهمي كه تا سال سوم برام افتاد ، با اينكه پول زيادي نساخته بودم ، اما مغز و فكرم شروع كرد به عوض شدن ...احساساتم قوي تر شدن ، هي رفتم تو سمينارها و مردم رو ديدم.

اولين بار يادمه كه ميخواستم برم به سمينار ، تو شيكاگو بود ، من تو آتلانتا بودم ، وضع مالي ام اصلاً خوب نبود و همين خانم بهم زنگ زد كه اولين ميتينگ بزرگ ما تو شيكاگوئه و تو هم بايد بيايي و مثلاً اينقدر هم پول سمينار ميشه ....

ديدم يه 1500-1600 دلاري ميشه ، گفتم : من فكر نكنم بتونم بيام ، به من گفت : گوش كن ببين چي ميگم ، اگه ميخواهي تو اين بيزينس موفق باشي ، بايد coach able " " باشي ، يعني بايد خوب گوش كني و دانش آموز خوبي باشي ...

اگه كسي كه تو اين كار موفق شده و بهت ميگه بايد اين كار رو بكني ، بايد خوب گوش كني ... 2 تا انتخاب داري ، ميتوني دانش آموز خوبي باشي و موفق بشي ، ميتوني دانش آموز خوبي نباشي و موفق نشي ... گفتم : باشه ، دانش آموز خوبي ميشم ...

خلاصه يادمه تونستم برم شيكاگو ... كه حدود 4000 نفر اونجا بودن و من اون ته نشستم ....

ولي اون روزي كه تو شيكاگو تو سالن نشسته بودم ، يه سخنران خيلي خوبي داشت صحبت ميكرد ... كه با يه مهارتي داشت سخنراني ميكرد كه من تموم موهاي بدنم سيخ شد ... و اون اولين لحظه اي بود كه يه چيزي به من الهام شد و خيلي اين الهام برام روشن بود كه : تو بايد اين كار رو بكني تا آخر عمرت !

ولي دو چيز تو ذهنم بود ، اول اينكه بايد انگليسيمو خيلي خوبتر كنم تا بتونم سخنراني كنم و دوم اينكه بايد موفق بشم ...

خب ، فرض كن الان سخنگو هستم ، اما درباره چه موفقيتي ميخوام صحبت بكنم ؟! بايد موفق بشم تا بتونم بعداً درباره موفقيت خودم صحبت كنم و اينا ..

و اون لحظه بود كه اگر چه من قبلاً وارد اين كار شده بودم و امضاء داده بودم ، اما كارم ، كنارم بود ، من توش نبودم ، از نظر فكري و ظاهري و فيزيكي وارد شده بودم ، اما از لحاظ احساسي داخلش نبودم ، كنارش بودم ....

اون لحظه اي كه احساس كردم نتورك ماركتينگ ميتونه به من كمك كنه كه سخنگو بشم ، اون لحظه بود كه از نظر احساسي كاملاً وارد بيزينسم شدم و از اون زمان بود كه بيزينسم شروع كرد به عوض شدن ... سه سال بعد از ورودم به نتورك ماركتينگ ، از دانشگاه فارغ التحصيل شدم ، پدر و مادرم كلي خوشحال شده بودن كه : الهام دكتر شد ... واقعا ً ميخواستن بيان تو مطب من و زندگي كنن ، بابام ميخواست بياد درو ديوارها رو رنگ كنه ، ميخواست بياد در روي مريضهاي من باز كنه ، مامانم ميخواست بياد شيريني و باقلوا به همه تعارف كنه!

خلاصه ، گفتم بشينيد باهاتون كار دارم ... گفتم : ببينيد ، من تو اين 3 سالي كه تو نتورك ماركتينگ بودم ، ... يهو گفتن : ديگه حرف اين كار رو نزن لطفاً ! ديگه بسه ديگه .... گفتم : حالا گوش كنين ، من تو اين 3 سال يه چيزايي ياد گرفتم ، چيزايي كه تو دانشگاه ياد نگرفتم، چيزايي كه منو از لحاظ فكري ، احساسي و وجودي ، واقعاً تغييرم داده ... و با اينكه ميدونم پزشكي من ميتونه خيلي موفقيت برام بياره ...

با اينكه ميدونم ميتونم خيلي به مريضهام كمك كنم ، ولي تو وجودم احساس ميكنم نمي خوام پزشك بشم .... ( ا ه ه ه ه ه) ... چشماشون باز شد ... يعني چي؟

گفتم : تصميم گرفتم به جاي اينكه برم هر روز مطب و مريض ببينم ، ميخوام نتورك ماركتينگ full time كار كنم ... اونا جدي نگرفتن ... گفتم : ببينين ! من خيلي از شما ممنون هستم كه منو آوردين آمريكا ... دوستون دارم ، دستتونو ميبوسم ، ولي گوش كنين ... من يه زندگي دارم ، و ياد گرفتم با اينكه شما ميخواهيد از من محافظت بكنين و با اينكه شما ميدونين كه بهترين چيز براي من چيه ، ولي احساس ميكنم كه الان به اندازه كافي قوي شدم كه خودم ميدونم بهترن چيز براي من چيه و احساس ميكنم كه بهترين چيز براي من پزشكي نيست ميخوام نتورك ماركتينگ تمام وقت كار كنم.

خلاصه من رفتم و تمام وقت كار كردم يادمه اولين باري كه برگشتم و يه چك 5000 دلاري ماهانه رو ساخته بودم ، بهشون نشون دادم و گفتم : ببينين ، من 5000 دلار در ماه ساختم !

 گفتن : الي ! 5000 دلار ؟؟!!! آخه منشي تو ميتونه 5000 دلار در ماه بسازه تو مطبت !! تو مگه ديوونه اي ؟!! ... ما فكر كرديم بهت افتخار ميكنيم ؟!! آخه چي شدي ؟!! .... گفتم : باشه ... برميگردم ... بعد از يه مدتي برگشتم و اولين چك 10000 دلاري رو بهشون نشون دادم ، گفتن : 10000 دلار الي ؟!! بعد نيست الي ! .... ولي تو دكتري !! آخه اين چيه ؟!! ... آخه ما فكر كرديم بهت افتخار ميكنيم ؟!! آخه چي شد ؟!! ... آخه ... تو كه ........!!!! تو كه گند زدي !!!

خلاصه گفتم برميگردم ... و يادمه اولي باري كه يه چك 20000 دلاري رو نشونشون دادم ، گفتن : الي ! راست ميگي ؟!! 20000 دلار؟! اين واقعاً ميتونه تو بانك نقد بشه ؟!! گفتم : آره ، مگه نديدين تا حالا!؟ گفتن : حالا بگو ببينيم ، چقدر درآمد داري تو اين كمپانيه ؟! گفتم : بابا ! محدوديت نداره كه ...

هر چقدر كار كنم ، ميتونم ... مثلاً مثل پزشكي كه نيست كه من ديگه تا يه حدي .. ديگه نتونم و وقت نداشته باشم كه مريض ببينم... خلاصه ...، 25 هزار در ماه ديدن ، 30 هزار در ماه ديدن ، تقريباً ديگه وقتي 35 هزار در ماه ديدن ، ... اون لحظه رو كامل يادمه ... انگار اصلاً 2 تا آدمه ديگه بودن ... گفتن : الهام ! الهي ما قربونت بريم !! تو چقدر زرنگي !!! تو اصلاً ‌اين مغزتو از كي گرفتي ؟!!!

خلاصه .... زندگي من شروع كرد به عوض شدن ... البته ميگم من تو 3 سال اول خيلي مشكلات داشتم ... ولي يه چيزي كه ياد گرفته بودم و خيلي كمكم كرد اين بود كه .... يعني"ترك نكن" ، " تسليم نشو " و بيشتر مردم تو نتورك ماركتينگ و در واقع در زندگي ، 1 اينچ قبل از موفقيت ترك ميكنن ، موقعي كه كار سخت ميشه ، درست 1 اينچ قبل از موفقيت ميگن : اين كه كار نميكنه و تركش ميكنن ...

و من اين رو شنيده بودم و هر وقت كه ناراحت و خسته ميشدم ، ميگفتم 1 اينچ ديگه مونده ، 1 اينچ ديگه مونده ... كه به حدي رسيد كه خيلي موفق شدم توي بيزينسم و بيشتر از 100 هزار نفر اكتيو و فعال كه مينيموم بين 150 تا 200 دلار تو ماه خريد ميكردن ، تو گروهم بودن ! و خيلي از لحاظ مالي زندگيم شروع كرد به خوب شدن و ... و يواش يواش منو ميبردن و ميگفتن : بيا داستانتو بگو و اينطوري ديدم سخنگويي من هم يواش يواش داره ورزيده ميشه ...

بذارين يه قضيه اي رو براتون بگم ، اينو براي اين ميگم كه ميدونم نتورك تو ايران خيلي جوونه و مطمئن هستم كه خيلي هاتون اين احساس رو داريد تو خانواده هاتون ... يادمه تقريباً 2 سال بعد از اينكه وارد نتورك ماركتينگ شده بودم ، يادمه پدرم رو برده بودم يه دكتر قلب ، كه قلبشو چك آپ كنه ... اون لحظه پدرم بهم گفت كه : ( اون هم چه جايي !!! تو دكتر قلب و در واقع روي زخمم نمك ريخت ..) بهم گفت : يه چيزي بهت بگم الهام ! من زنده يا مرده ، نميخوام به هيچ كس بگي كه نتورك ماركتينگ كار كردي !!

حالا من اون موقع هنوز موفق هم نبودم و اين مسئله خيلي برام سنگين بود و اون لحظه ، موقعي بود كه نزديك بود از نتورك ماركتينگ بيام بيرون ! آخه من پدرمو خيلي دوست دارم و پيش خودم احساس كردم كه : ول كن بابا !! ارزش نداره كه ... ولي باز اون احساس در من بود كه من فقط يه زندگي دارم و اونو همونطور كه دوست دارم ، ميخوام ادامه بدم و بنابراين باز هم دنبال كارم رفتم ... اينو ميگم ، چون چند سال پيش به پدر و مادرم گفتم : ديگه نميخواد كار كنين ، بسه ديگه ... بعد به مامانم گفتم : اگه از پسرم موقعي كه نيستم مواظبت كني ، موقعي كه من نيستم ، من 2-3 برابر حقوقت بهت ميدم ، گفت: باشه ... بعد به پدرم گفتم .... خلاصه .... من شروع كردم به خريد ساختمونهاي تجارتي ... بعد وقتي زنگ ميزدن كه مثلاً در شكسته يا فلان چيز خراب شده ، به پدرم ميگفتم : ميخواهي شما بري اين چيزها رو درست كني ؟ گفت : آره ، خيلي هم دوست دارم ، چرا كه نه ...

خلاصه ... بعد براش يه ماشين هامر نو خريدم ، حالا سوار هامرش ميشه ، هر كي زنگ ميزنه ، ميره كار ها رو انجام ميده و .... حالا بهم ميگه : قربونت بريم ، چه زندگي درست كردي !!! اين داستان رو خواستم بهتون بگم كه : توي نتورك ماركتينگ و تو هر بيزينسي ، آدم بايد بدونه كه وارد يه فشاري ميشه كه بايد تحمل كنه .... و بخصوص توي نتورك ماركتينگ بايد يه ماهيچه اي بسازي ... اين ماهيچه ، ماهيچه rejection"" هست ... ماهيچه " رد كردن و جواب نه شنيدن.... بايد تو هر بيزينسي و يخصوص در نتورك ماركتينگ ، اين ماهيچه خيلي بزرگ و گنده بشه ...

هر چقدر كه اجازه بدي ، اين ماهيچه گنده تر بشه ، قوي تر و موفق تر ميشي ... با هر " نه " كه شنيدم ، به خودم اجازه دادم كه اين " نه " مثل يه پله اي باشه كه روش قدم بذارم و بيام بالاتر ...

و خوبه كه براتون بگم ، 60 سال پيش وقتي نتورك ماركتينگ تو آمريكا شروع شد ، خيلي ها كه اون موقع شروع كردن و با مسائل خيلي زيادي دست و پنجه نرم كردن و با نتورك ماركتينگ باقي موندن – كه نتورك اون موقع هاي آمريكا مثل نتورك ماركتينگ الان در ايران مي مونه – اونهايي كه دوام آوردن و quit نكردن ، الان واقعاً جزيره هاي خودشونو دارن و از لحاظ مالي به يه حدي رسيدن كه ديگه دارن خدمتهاي مالي خيلي بزرگي به جامعه و دنيا ميكنن ، اينو ميگم ، چون ميدونم كه خيلي از مسائل تو ايران جديد هست و مسائل زيادي داريد و مردم هنوز عادت ندارند – البته تو آمريكا هم هنوز مردم عادت ندارند و شايد تو آمريكا خيلي بايد قوي تر باشي.

نويسنده :admin
تاريخ: ۴ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۶:۳۸:۱۴

در اين مقاله ميخواهم داستان زندگي يك بانوي نتوركر ايراني كه موفقيت بسياري در كنار سختي هاي بسياري كه بر او وارد شده،كسب كرده را بررسي كنيم.

داستان زندگي ايشان بسيار طولاني است كه ما در اينجا بخشي از آن را انتخاب مي كنيم. دكتر الهام شخصي است كه زماني كه او نوجوان بود خانواده او با سختي بسيار ايران را ترك مي كنند و براي ادامه زندگي به آمريكا مهاجرت مي كنند.پدر مادر او از همان سن كودكي الهام آرزو داشتند كه دخترشان پزشك شود و بتواند باعث افتخار پدر و مادرش شود. پدر و مادر او در آمريكا براي تامين هزينه ها هركدام 2 يا 3 شغل داشتند و به سختي كار ميكردند.الهام هم به دانشگاه مي رفت و در زمينه پزشكي تحصيل ميكرد.

بقيه داستان را به نقل از خود ايشان در ادامه ذكر ميكنيم:

"خلاصه رفتم دانشگاه كه دكتر بشم ، اما خوب يادمه 3 سال قبل از اينكه از دانشگاه فارغ التحصيل بشم ، يه روز نشسته بودم توي آتلانتا و استاد داشت درباره مطب حرف ميزد ، كه تو آمريكا مطب زدن چه مسائلي داره و اينكه هر چقدر مطبت شلوغتر بشه ، چقدر مريضها بيشتر صاحبت ميشن ، براي اينكه ديگه وقتي براي خودت نداري و اينا ...

اون لحظه بود كه پيش خودم يه احساسي داشتم ، پيش خودم گفتم :" ببينم ، من دارم براي خودم دكتر ميشم ؟! يا دارم براي پدر و مادرم دكتر ميشم؟! "  و اون لحظه كه داشتم اين فكرها رو ميكردم ، يه هو دلم ريخت كه " اين فكرها چيه ميكني؟!" و اون لحظه ، واقعاً احساسم اين بود كه من دارم براي پدر و مادرم دكتر ميشم ، نه واسه خودم!

همونطوري كه تو اين سمينار بهتون ميگم ، هر فكري كه آدم ميكنه ، اين فكر تبديل به احساس ميشه ، و اين احساس تبديل به نيت ميشه توي طبيعت ، و بعد اون نيت وارد زندگي آدم ميشه.

بنابراين اون احساسي كه من داشتم ، تبديل به يه نيتي شد كه من يه كسي رو پيدا كردم ...

حالا بذارين اين داستانو براتون بگم ....

3-4 روز بعد از اينكه من اين احساس رو داشتم ، يك روز ، يكي از دوستام منو رسوند خونه ، من اون موقع ، 3 سال قبل از اينكه از دانشگاه فارغ التحصيل بشم ، هنوز خودم ماشين نداشتم. ‌پدر و مادرم سخت كار كرده بودن تو اين چند سال ، هر كدوم 2-3 تا شغل مختلف داشتن و پولي كه در ساعت ميگرفتن ، زير حد متوسط درآمدها تو آمريكا بود و واقعاً كارهايي كه هيچ وقت فكرش رو هم نميكردن و امكان نداشت تو ايران انجام بدن ، تو آمريكا كردن و بعضي وقتها كه من بهشون نگاه ميكردم ، ميديدم چه احساس سنگيني روي شونه هاي من هست ، حتي يادمه يه روز مامانم از سر كار اومد خونه ، اون موقع ها ميرفت خونه مردم رو تميز ميكرد !!

مامانم يكي از كارهايي كه اون موقع ميكرد ، ميرفت خونه هاي مردم و راه پله ها و اينا رو تميز ميكرد و قدش هم خيلي كوچيكه ، يادمه يه روز اومد خونه و توي آشپزخونه كه رفت سراغ يخچال ، همينطوري يه هو افتاد رو زمين و شروع كرد به گريه و گفت : خدايا ، نميدونم اين كاري كه كردم ، درست بود يا نه !؟ ولي ديگه دست توئه بقيه اش .

وقتي اينو من ميديدم ، ميگفتم الان كه كاري نميتونم بكنم ، تنها كاري كه ميتونم بكنم ، اينه كه خوب درس بخونم ، برم دانشگاه دكتر بشم و اينا به من افتخار كنن و به همه بگن كه ما اومديم اينجا و كارمون درست شد. ولي ... برگرديم به اون روز .... اون روز وقتي دوستم منو آورد خونه ، داشت از من خداحافظي ميكرد كه يكي از همسايه هامون كه تا روز قبلش ، يه ماشين خيلي كهنه داشت ، وارد آپارتمان شد با يه ماشين خيلي جديد و من چون ماشين نداشتم ، توجه ام رو جلب كرد ، همينطور كه داشتم نگاه ميكردم ، ديدم يه تابلويي روي شيشه پشت ماشينشه و روي اون تابلو نوشته كه :

من تو يه شركتي هستم كه به من اين شانس رو داده كه بتونم پول بسازم و زندگيم عوض بشه و اين هم ماشين نوئه منه ، اگه ميخواهي بدوني كه من تو چه شركتي هستم ، به من زنگ بزن من پيش خودم گفتم : جريان چيه ؟ تو آمريكا ماشين مجاني ميدن ؟ پس چرا من نميدونم ؟! خلاصه وقتي دوستم رفت ، من ديگه به اون خانم زنگ نزدم ، يه راست رفتم دم خونشو در زدم ، هي در زدم ، درو وا نكرد ، هي در زدم .... بالاخره بعد از 3-4 دقيقه در رو باز كرد و با يه اخلاق تندي گفت : چي ميخواهي؟! من گفتم : اين چيزي كه پشت ماشينت زدي ، جريان چيه ؟ گفت : آآآه ه ه ... يه دقيقه واستا ، رفت تو خونه و اومد يه دونه نوار ويدئويي بهم داد و گفت : اينو بايد نگاه كني و بعد من بهت زنگ ميزنم .

ولي قبل از اينكه اونو نگاه كنم ، زنگ زدم به اون دوستم كه اتفاقاً ايراني هم بود و بهش ماجرا رو گفتم كه دوستم كاري كرد كه تو آمريكا بهش ميگن " Dream Stealer " يعني كسي كه آرزوتو ازت ميدزده ... و اون بهم گفت كه : اصلاً اين كار رو نكني ها ! اصلاً نگاه نكن ! مگه تو نميخواهي دكتر بشي ؟! مگه تو ميخواهي بري فروشنده بشي ؟! اصلاً نگاه نكن ! و من به اون ويدئو نگاه نكردم ... ولي اين خانم هي بهم زنگ زد و پيغام گذاشت ، دفعه ، 3 دفعه ، 4 ، 5 .... ديگه منو ديوونه كرد ... گفتم بذار من اين ويدئو رو نگاه كنم ، كه فقط بهش بگم : بابا نميخوام ، نگاه كردم ، اما نميخوام ... يادمه ويدئو رو گذاشتم و نشستم كه ببينم ، داشتم كيك ميخوردم با شير و اصلاً هم توجهي به ويدئو نميكردم ، همينطور كه داشتم كيك و شير ميخوردم ، يه چيزايي شنيدم ، كه مردم داشتن حرف ميزدن ... كه مثلاً " من زندگيم تو اين 2-3 سال اخير عوض شده ، من ... دكتر بودم ، اما ديگه پزشكي نميكنم ، من وكيل بودم ، ديگه وكالت نميكنم ، و من ... مثلاً هيچكاره بودم و الان ميليونر شدم ... " همينطور كه ميگفت ، من توجهم از شير اومد به تلويزيون و همينطور شير داشت از چونه ام ميريخت پائين !!! پيش خودم ميگفتم : چي ميگن اينا ؟! ... اصلاً نمي فهميدم كه منظورشون چيه و من بايد چيكار بكنم ، ولي اون احساسي كه توي دانشگاه چند روز پيش داشتم و از خودم ميپرسيدم كه آيا واقعاً پزشكي مال منه يا مال پدر و مادرمه ؟! و اگه مال منه ، چرا اون احساس " Burning Desire " ... اون احساس خواستن با عشق در من نيست ؟! ... ولي موقعي كه داشتم به اين ويدئو نگاه ميكردم و به حرفهاي مردم گوش ميكردم ، يهو اون احساس عشق رو در خودم كردم ، اين احساس توجه منو جلب كرد ، پيش خودم گفتم : من كه نميدونم اين كار چيه ؟ اما اگه اينا ميتونن بكنن ، شايد من هم بتونم بكنم!

رفتم به اون خانمه گفتم : ببين من نميدونم جريان چيه ، 90 درصدش هم نفهميدم ، ولي ميتونم join كنم ؟ گفت : sure ، حتماً .... خلاصه رفتم sign كردم و اومدم تو كار اولين جلسه معرفي رو هم رفتم و ديدم كم ميفهمم و دفعه دوم يه كوچولو بيشتر فهميدم و ... خلاصه فهميدم كه آره ... اين نتورك ماركتينگه ... و شروع كردم به ياد گرفتن ...

 

 اين مقاله ادامه دارد.... 

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ]